آرمينيوس وامبرى ( مترجم : فتحعلى خواجه نوريان )

62

سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى )

منظور جنگهائى كه بر عليه شيعه‌هاى بيدين كرده و عده‌اى از آن كفار لعنتى را اسير كرده بود به تفصيل شرح ميداد . طولى نكشيد كه دو نفر دوست من همانجا بخواب رفتند اما من شخصا از اين حكايات غم‌انگيز خسته نميشدم و فقط نزديكىهاى نصف شب بود كه سخنگو ساكت شد و عقب‌نشينى اختيار كرد و قبل از خداحافظى اظهار داشت كه از طرف نور اللّه مأموريت دارد مرا بچادر خان جان يكى از رؤساى تركمن كه مخصوصا سفارش مرا به او كرده بودند هدايت كند . يعقوب گفت به نظر او عقيدهء نور اللّه صحيح است زيرا من شباهتى به بقيهء حاجىها ندارم و نبايد با آنها با يك چوب رانده شوم و چنين ادامهء كلام داد كه خان جان ، « آقاسقل » « 1 » ( يا رئيس ) يك عشيرهء قوى است و حتى در زمان حيات پدرش هم هيچ درويش و هيچ حاجى و هيچ آدم غريبى حق نداشت از گمش تپه عبور كند مگر آنكه نان و آب او را چشيده باشد و از شما كه از كشور روم ( تركيه ) ميآئيد حتما خوب پذيرائى خواهد كرد و من يقين دارم كه از من كه وسائل آشنائى شما را فراهم كرده‌ام ممنون خواهيد شد . فرداى آن روز صبح هوا بد شد و بكندى پيش ميرفتيم و موقعى كه در مقابل آشوراده رسيديم تقريبا شب شده بود . آشوراده جنوبىترين نقطهء آسيا است كه متعلق به روسها مىباشد و تقريبا بيست و پنج سال است كه بطور قطع به چنگ « تسار » « 2 » افتاده است . شايد صحيح‌تر باشد اگر بگوئيم از موقعى كه روسها كشتى بخار بدرياى خزر وارد كرده و عمل چپاول و دزدى تركمنها را محدود كرده‌اند اين نقطه متعلق به آنها شده است در آن زمان تركمنها متناوبا در نقاط مختلف سواحل دستجات مسلحى پياده كرده باعث دهشت ولايات مجاور ميشدند . خود اسم آشوراده مشتق از لهجهء تركمنى است . در زمان سابق اين نقطهء بىآب و علف

--> ( 1 ) - AKasacal ( 2 ) - Tzar